شناخت «تهدیدها»ی فراروی جمهوری اسلامی ایران جز با بهرهگیری از رویکردهای تلفیقی میسر نخواهد شد. چرا که اثباتگرایان بهواسطه معرفتشناسی عینیگرایانه خود تنها به تهدیدهای مادی و عینی اشاره دارند و فرااثباتگرایان بهواسطه معرفتشناسی ذهنیگرایانه خود منحصراً تهدیدهای معنایی و گفتمانی را مورد توجه قرار میدهند. بهرهگیری و تلفیق مکاتب امنیتی با رویکردهای معرفتشناسانه مختلف میتواند دامنه شناخت «تهدید» توسط محققان را وسیع سازد. در این پژوهش، رویکرد تلفیقی و بخشی مکتب کپنهاگ و نظریهپرداز اصلی آن «بری بوزان» بهعنوان چارچوب نظری انتخاب گردیده است. ضمن آنکه بهدلیل عدم توانمندی مکتب کپنهاگ در تحلیل تمامی انواع تهدیدها، از آموزههای مکتب پاریس و شارح اصلی آن «دیدیه بیگو»، بهمنظور تحلیل تهدیدهای گفتمانی یا معنایی متوجه جمهوری اسلامی ایران استفاده میشود. علاوه بر این موارد، تهدید هفتمی با ماهیت اطلاعاتمحور متوجه جمهوری اسلامی میباشد که در تهدیدهای معرفی شده توسط مکاتب کپنهاگ و پاریس مورد توجه قرار نگرفتهاند. بنابراین، در این پژوهش و در پی پاسخ به این سوال اصلی که «اصلیترین تهدیدهای متوجه جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک کنشگر در عرصه روابط بینالملل دارای چه ماهیتی میباشند؟» این فرضیه ارائه میگردد که «تهدیدهای هفتگانه گفتمانی یا معنایی؛ نظامی؛ جامعهمحور؛ سیاسی؛ اقتصادی، زیستمحیطی و اطلاعاتی متوجه بقای جمهوری اسلامی ایران میباشند».
. (1400). بررسی ماهیت تهدیدهای هفتگانه متوجه جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از مکاتب کپنهاگ و پاریس. فصلنامه امنیت پژوهی, 20(75), -. doi: 10.22034/amn.2021.243
MLA
. "بررسی ماهیت تهدیدهای هفتگانه متوجه جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از مکاتب کپنهاگ و پاریس". فصلنامه امنیت پژوهی, 20, 75, 1400, -. doi: 10.22034/amn.2021.243
HARVARD
. (1400). 'بررسی ماهیت تهدیدهای هفتگانه متوجه جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از مکاتب کپنهاگ و پاریس', فصلنامه امنیت پژوهی, 20(75), pp. -. doi: 10.22034/amn.2021.243
VANCOUVER
. بررسی ماهیت تهدیدهای هفتگانه متوجه جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از مکاتب کپنهاگ و پاریس. فصلنامه امنیت پژوهی, 1400; 20(75): -. doi: 10.22034/amn.2021.243